رئیس بیمارستان بوستان مطرح کرد؛
فاجعهسازی؛ زمانی که ذهن همواره بدترین سناریوها را پیشبینی میکند
افکار منفی و پیشبینی بدترین پیامدهای ممکن، اگرچه تا حدی ریشه در سازوکار طبیعی مغز برای حفظ بقا دارد، اما تداوم این الگوی فکری میتواند سلامت روان، روابط اجتماعی و کیفیت زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهد.

به گزارش روابط عمومی بیمارستان بوستان، دکتر «لیلا رازقیان جهرمی»، رئیس بیمارستان بوستان و متخصص روانپزشکی، با اشاره به پدیده فاجعهسازی (Catastrophizing)، اظهار کرد: تصور مداوم بدترین سناریوهای ممکن یکی از خطاهای شناختی شناختهشده در روانپزشکی است که در آن، فرد احتمال وقوع اتفاقات ناخوشایند را بیش از حد واقعی برآورد کرده و توانایی خود را برای مقابله با آنها کمتر از واقعیت ارزیابی میکند.
وی با بیان اینکه مغز انسان بهطور طبیعی برای شناسایی تهدیدها حساستر از فرصتها طراحی شده است، افزود: این ویژگی که با عنوان سوگیری منفی شناخته میشود، از منظر تکاملی به بقای انسان کمک کرده است؛ بنابراین تصور پیامدهای منفی در شرایط مبهم یا پراسترس تا حدی طبیعی است، اما زمانی که این افکار به شکلی مداوم، فراگیر و خارج از کنترل ادامه پیدا کنند و موجب اختلال در عملکرد روزانه شوند، نیازمند ارزیابی تخصصی خواهند بود.
رئیس بیمارستان بوستان با اشاره به اینکه فاجعهسازی میتواند در برخی اختلالات روانپزشکی مشاهده شود، تصریح کرد: اختلال اضطراب فراگیر، اختلال هراس، وسواس فکری ـ عملی، اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی اساسی و اضطراب بیماری از جمله اختلالاتی هستند که این الگوی فکری در آنها شیوع بیشتری دارد؛ هرچند تشخیص نهایی تنها بر اساس وجود این افکار امکانپذیر نیست و شدت علائم و میزان تأثیر آنها بر زندگی فرد ملاک اصلی ارزیابی است.
دکتر رازقیان عوامل زیستی، روانشناختی و محیطی را در شکلگیری این نوع نگرش مؤثر دانست و گفت: افزایش فعالیت بخشهای مغزی مرتبط با پردازش هیجان، برخی ویژگیهای شخصیتی، تجربه رویدادهای آسیبزا، استرسهای مزمن، مشکلات اقتصادی، بیماریهای جسمی و همچنین قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار و محتوای منفی رسانهها و شبکههای اجتماعی، میتوانند احتمال بروز و تداوم این الگوی فکری را افزایش دهند.
وی ادامه داد: برخلاف تصور برخی افراد، نگرانی مداوم نهتنها از وقوع اتفاقات ناگوار جلوگیری نمیکند، بلکه موجب خستگی ذهنی، کاهش تمرکز، اختلال خواب، افت عملکرد شغلی و تحصیلی، افزایش تعارضهای خانوادگی و کاهش رضایت از زندگی میشود.
این متخصص روانپزشکی با تأکید بر اهمیت مراجعه بهموقع برای دریافت خدمات تخصصی، اظهار کرد: اگر نگرانیها برای مدت طولانی ادامه داشته باشند، فرد نتواند آنها را کنترل کند، عملکرد روزمره او مختل شود یا علائمی مانند حملات هراس، افسردگی، ناامیدی یا افکار آسیب به خود وجود داشته باشد، مراجعه به روانپزشک یا روانشناس ضروری است.
رئیس بیمارستان بوستان، درمان شناختی ـ رفتاری، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، درمان فراشناختی، آموزش ذهنآگاهی و آموزش تحمل عدم قطعیت را از مؤثرترین روشهای درمان این الگوی فکری برشمرد و افزود: در مواردی که این افکار بخشی از یک اختلال اضطرابی یا افسردگی باشند، درمان دارویی نیز در کنار رواندرمانی میتواند به بهبود وضعیت بیمار کمک کند.
دکتر رازقیان در پایان خاطرنشان کرد: وجود افکار منفی به معنای واقعی بودن آنها نیست. ذهن انسان برای شناسایی خطرها طراحی شده است، نه پیشبینی دقیق آینده. هر زمان این افکار آرامش، روابط یا عملکرد روزانه فرد را تحت تأثیر قرار دهند، دریافت کمک تخصصی میتواند از مزمن شدن مشکل پیشگیری کرده و با بهرهگیری از درمانهای مبتنی بر شواهد، کیفیت زندگی فرد را به میزان قابل توجهی بهبود بخشد.
پایان خبر
نظر دهید